تبليغاتX
Paradise7

§ علم ☼ رایانه ☼ مقاله §

Home Page    |   E-mail   |   Archive
    دوباره

یه نگاه جدید.............از یه سمت دیگه

 

معشوقه Evanescence

نظر و شرکت تو نظرسنجی یادتون نره

+ این مطلب رو در جمعه 28 تیر1387ساعت 1:31 نوشتم. کوچیک شما سعید
    دکتر هشترودی
این سری براتون زندگی نامه دکتر هشترودی رو آماده کردم......امیدوارم خوشتون بیاد

نظر یادتون نره

مقدمه

شرح حال بزرگ مردی که نگاه تیز بین او فراسوی هر پرده مات و کدری را در می‌یافت و وقتی به دنیا می‌نگریست به قدری آن را خوب می‌شناخت که درک نوع نگاه او به دنیا به بررسی بسیار نیاز دارد. در سال هزار و دویست و هشتاد و شش خورشیدی در شهر تبریز در خانواده‌ای فرهیخته کودکی به دنیا آمد که او را محسن نام نهادند، پدرش همچون اکثر آذریها مردی بود کوشا و با همت که چهارده سال در نجف اشرف تحصیل کرده بود. یک روحانی وارسته و پرهیزگار که چون از نجف به تبریز برگشت اشراف و اعیان شهر برای او هدیه‌های بسیار فرستادند و او که انسانی وارسته بود تمام هدیه‌ها را پس فرستاد حتی هدیه صولت السلطنه را. و با این شیوه به آنان فهماند که وابستگی به یک طبقه و دلسوزی برای طبقه دیگر باهم منافات دارد، این بود که در کنار ستارخان سردار ملی به مبارزه پرداخت و در دور اول و دوم به نمایندگی مردم تبریز به مجلس شورا رفت. او مرد پارسا و سخت کوشی بود که از مال دنیا چیزی نیندوخت و همواره سعی می‌کرد چهار فرزند پسرش را پارسا و سخت کوش و دانش دوست بار آورد و در این امر نیز موفق شد به گونه‌ای که هر چهار فرزندش به نحوی در زمینه کاری خود موفق بودند.

تحصیلات

چهل روز که از حضور محسن در خانواده آنان گذشت خانواده هشترودی به تهران نقل مکان کرد. محسن هشترودی تحصیلات ابتدایی خود را در مدارس سیروس و اقدسیه گذراند. وی مرد بسیار سخت کوشی بود و از کلاس هفتم بدون معلم به فراگیری زبان فرانسه همت گماشت و در آن خصوص چنان پیشرفت کرد که خیلی زود شروع به خواندن کتابهای فرانسوی نمود. محسن از کلاس هشتم به مدرسه دارالفنون رفت و چون سطح مدرسه دارالفنون از بقیه مدارس بالاتر بود، بطور معمول هر دانش آموز تازه واردی را در کلاسهای مختلف می‌سنجیدند. به همین دلیل معلم هندسه از او خواست قضیه‌ای را ثابت کند آن روز هیچ کس نمی‌دانست که روزی همین دانش آموز یکی از ریاضیدانهای بزرگ دنیا خواهد شد.

محسن در آنروز معلم هندسه را مات و مبهوت نمود و معلم در شگفت شد که او چگونه این قضیه را بدون استفاده از راههای مطرح شده در کتاب ثابت نموده است؟ از او پرسید این راه را از کجا آموخته ای؟ و دور ازذهن نبود که محسن هشترودی با این همه کلنجار رفتن با کتابها این راه را خودش ابداع کرده باشد. دیری نپایید که از پرتو آوازه نام او در مدرسه نام دیگر شاگردان برجسته مدرسه کم رنگ شد و محسن هشترودی کانون توجه معلمان و شاگردان مدرسه شد. پروفسور هشترودی دوران دبیرستان را که به پایان رساند. تحصیل در رشته پزشکی را آغاز نمود، پس از مدتی تحصیل در این رشته آن را رها کرد و به فرانسه رفت تا در رشته مهندسی مکانیک تحصیل نماید، اما این رشته نیز با ذوق او موافق نبود. این بود که به تهران برگشت و در دارلمعلمین عالی به تحصیل در رشته ریاضی مشغول شد.

ریاضی با روح ذوق پروفسور هشترودی موافق بود و او باعشق تمام به تحصیل پرداخت. پس ازدریافت درجه لیسانس به فرانسه رفت و در دانشکده علوم پاریس مشغول به تحصیل در رشته ریاضی شد و سپس به دانشگاه سوربن رفت و در آن دانشگاه تحصیلات خود را در دوره دکتری ریاضی به پایان رساند. پروفسور هشترودی در سال هزار و سیصد و پانزده خورشیدی در سن بیست و نه سالگی به ایران بازگشت و با سمت دانشیاری در دانشکده علوم و دانشسرای عالی مشغول به تدریس شد و پس از پنج سال به درجه استادی رسید.

دکتر هشترودی و اطرافیان

وی نیز چون همه انسانها از محیط و افراد پیرامون خود تأثیر پذیرفته بود، اما چند فرد به گفته خود او بیش از همه بر وی تأثیر گذاشتند. در درجه اول برادر بزرگترش محمد ضیا هشترودی که دکتر هشترودی بنیان تعلیم خود را از او می‌دانست. محمد ضیا مردی خود ساخته بود تا کلاس یازده در دارالفنون خواند و چون معلومات او بیش از حد کلاس و گاهی بیش از سواد معلمان بود مرتب بر معلمان خرده می‌گرفت. سرانجام او را از مدرسه اخراج کردند، وی در شهرهای مختلف به معلمی پرداخت و تا پایان عمر معلم بود. زبان فرانسه را بسیار خوب فرا گرفته بود به گونه‌ای که فرانسویان تحصیل کرده را شگفت زده می‌کرد. زبان عربی را نیز خوب می‌دانست و مطبوعات عربی و ادبیات آن زمان را مطالعه می‌کرد، ریاضیات را در حد عالی می‌دانست و این همه را خود آموخته بود.

به ادبیات فارسی عشق می‌ورزید و خط خوبی داشت. شبانه روز مطالعه می‌کرد و این عادت تا پایان عمر با او بود. می‌بینیم که خطوط اصلی سیمای فرهنگی دکتر محسن هشترودی نیزهمین موارد بود. از برادر که بگذریم استادانی که بر دکتر هشترودی تأثیر فراوان گذاشته‌اند غلامحسین رهنما عبدالعظیم قریب دکتر سیاسی والی کارتان فرانسوی بنیانگذار ریاضیات جدید را می‌توان نام برد.

خصوصیات فردی و فعالیتهای غیر ریاضی

پروفسور هشترودی نیز همچون پدرش انسانی وارسته بود وارسته و آزاد از بسیاری قید وب ندهای دست و پا گیر ، قید و بندهایی که درصد بسیار زیادی از توان افراد را به خود اختصاص می‌دهد و همین امر یکی از رموز موفقیت او بود. بیشتر پول و وقتش را صرف مطالعه می‌کرد و مطالعه او هیچگاه به یک زمینه خاص محدود نمی‌شد. علاوه بر ریاضی در ادبیات و بسیاری زمینه‌های دیگرنیز مطالعه داشت. هر شبانه روز سه تا چهار ساعت می‌خوابید و بقیه وقتش را صرف مطالعه و کارهای اجتمای و فرهنگی می‌کرد. استاد هشترودی پا به پای تدریس در دانشگاه در سال هزار و سیصد و بیست و یک خورشیدی رئیس فرهنگ تهران ، در سال هزار و سیصد و سی خورشیدی رئیس دانشکده علوم تهران شد.

روش خاص پروفسور هشترودی در هنگام کار بر روی یک موضوع توجه عمیق و تمرکز کامل بر روی آن بود او وقتی به یک موضوع خاص می پرداخت تمام ذهن و حواسش را برروی آن متمرکز می کرد به گونه ای که درهنگام کار وقتی او را صدا می‌زدند متوجه نمی‌شد و بعد از چند بار صدا زدن برای چند لحظه‌ای به طرف صدا خیره می‌شد. درست شبیه فردی که از خوابی عمیق برخاسته باشد. از دیگر ویژگیهای او در هنگام کار دست کشیدن از بقیه کارها و اختصاص دادن تمام توان خود به یک کار واحد بود. نقل است از همسر وی رباب هشترودی که وقتی کاری را شروع می‌کرد تا به نتیجه دلخواه دست نیافته بود از خواب و خوراک خبری نبود و گاهی اوقات حتی چند وعده پشت سر هم غذا نمی‌خورد. از دیگر ویژگیهای برجسته وی نگاه تیز بین او بوده است، نگاه وی چنان تیز و متمرکز بود که همگان را به حیرت وا می‌داشت.

از دیگر صفات و ویژگیهای پروفسور هشترودی حافظه بسیار قوی او بود، حافظه یک دارایی خدادادی است اما استفاده بهینه از آن به خود شخص بر می‌گردد. پروفسور هشترودی هیچگاه از حافظه‌اش برای مسایل پیش پا افتاده استفاده نمی‌کرد، تنها موضوعاتی را به خاطر می‌سپرد که ارزش به خاطر سپاری را داشته باشند. این ویژگی در اکثر دانشمندان وجود دارد، یعنی توجه به آنچه ارزش توجه کردن داشته باشد و بی‌توجهی نسبت به سایر امور ، از این روست که مرم عادی بعضی وقتها دانشمندان را به حواس پرتی متهم می‌کنند.

نظم ویژگی دیگری است که نزد پروفسور جایگاه خاص خودش را داشت به ویژه نظم وی برای حضور در کلاسهای درس. از آنجایی که او به تدریس عشق می‌رزید نظم وی برای حضور در کلاسها چنان بود که هیچگاه دیده نشد که پروفسور دیر به کلاس درس برود و در این امر بی نظمی کند، اما در پایان دادن به کلاس درس قایل به نظم نبود. کلاسهای او گاهی اوقات سه تا چهار ساعت بیش از زمان قانونی طول می‌کشید. وی در ارج گذاشتن به دبیران و آموزگاران نیز چنان بود که این موضوع را می‌توان جزو ویژگیهای او دانست و در همین راستا توجه او به انسان و همه مردم مثال زدنی است او به انسان و استقلال آن مهر می‌ورزید چنان که معتقد بود:

اگر قرار باشد سر رشته دانش و فن در دست زورمندانی باشد که آن را ضد انسانها بکار گیرند چه بهتر که تمدنی در کار نباشد و بر همان حالت انسانهای نخستین زندگی کنیم. یک دانشمند هنگامی می‌تواند بر مراد دل خود زندگی کند که استقلال داشته باشد. نازک دلی ، داشتن احساس پاک و لطیف و حساسیت او نسبت به ظلم و ستم از دیگر ویژگیهای او بودند. پروفسور هشترودی چنانچه نشانی از ستم می‌یافت بی درنگ واکنش نشان می‌داد، حتی اگر در کوچه و خیابان مادری کودکش را تنبیه می‌کرد با بانگ و فریاد آن مادر را از این عمل زشت باز می‌داشت. نقل است روزی در حین تدریس پروفسور هشترودی متوجه کفشهای پاره پاره دانشجویی شد و نتوانست به درس دادن ادامه دهد، کلاس را ترک کرد بعد آن دانشجو را خواست و چون از تهیدستی بی حد او خبر دار شد از حقوق خود برای او مستمری در نظر گرفت.

پروفسور هشترودی مطرح کننده یوفوها و کسی که به شوروی سابق کمک کرد زمانی که سفینه یوری گاگارین داشت از مسیر منحرف می‌شد. سفینه با محاسبات پروفسور به مسیر خود باز گشت. این دانشمند بزرگ بیش از صد مدال جهانی دارد. بطور خلاصه می‌توان ویژگیهای پروفسور هشترودی که از عوامل اصلی موفقیت او بودن را چنین فهرست نمود:

  • وارستگی و ساده زیستی که از پدر خود به ارث برده بود.
  • سخت کوشی و تلاش مستمر.
  • توجه به ذوق و استعداد خود در انتخاب رشته تحصیلی.
  • توجه و تمرکز عمیق بر روی موضوع مورد نظرخود و بی توجهی نسبت به موضوعات باز دارنده.
  • حافظه قوی و استفاده بهینه از آن.
  • نظم در کارهایی که می‌پذیرفت.
  • ارج گذاشتن به انسان در کل و توجه خاص به معلمان و جوانان ، نازک دلی و احساسی پاک و لطیف داشتن.

پیشرفت علمی از دیدگاه پروفسور هشترودی

پروفسور هشترودی همواره بر این اعتقاد بود که با شکوفا کردن استعدادها و جهت دهی صحیح به آنها می‌توان از لحاظ علمی جایگاه شایسته‌ای در دنیا بدست آورد. او همواره در تلاش بود تا مسئولین را متقاعد کند که پژوهشگاه بزرگی در ایران تأسیس کنند تا تمامی استعدادها در آن گرد آیند و در جهت شکوفا نمودن جامعه تلاش نمایند. امکانات پژوهشی در آن جمع آید، جوانان علاقه‌مند و مستعد در شهرها و روستاها بی هیچ تبعیضی شناسایی شوند و این امکانات را در اختیار آنان بگذارند تا استعدادها به موقع شکوفا شود و پژمرده نگردد. بر سر هر کوچه باید کتابخانه‌ای باشد و فراخور محل کتابهای مقدماتی همه علوم و هنرها را در آن گرد آورند. جوانان را باید به کتابخانه و مراکز فرهنگی کشاند، تنها از این راه است که دانشمندان و هنرمندان بسیاری از جامعه سر بر می‌آورند و ایران جایگاه شایسته و دیرین خود را در دنیای علم بدست خواهد آورد.

علاوه بر آنچه بیان شد مشخص است که همواره در کنار یک مرد یا زن موفق انسان دیگری نیز وجود دارد که با ایجاد یک فضای مساعد زمینه را برای پیشرفت دیگری آماده می‌کند. این مسئله به نوع نگاه فرد دوم به جامعه و مردم بر می‌گردد، چه بسا استعدادها و نیروهایی که بخاطر خود خواهی‌ها ممکن است به هدر رود و هیچگاه درخدمت جامعه قرار نگیرد، زیرا توجه به کل جامعه و بکار گیری تمام توان خود برای آیندگان نیازمند از خود گذشتگی و ایثار است. رباب هشترودی همسر پروفسور هشترودی نیز از این امر بر کنار نیست، چون پروفسور هشترودی را با لذت تحمل نمود، نقل است هشترودی در هنگام ازدواج هیچ ثروتی جز کتاب نداشت و زندگی ساده او همینطور ادامه یافت.

پس از مدتی حدود شش هزار تومان پول بدست آورد و آن مبلغ را به همسرش داد و به او گفت چون زمان عروسی هیج برایت نخریدم اکنون که گشایشی دست داده برو و انگشتری یا چیز دیگر برای خود تهیه کن. اما همسر فداکار او پول را نگه داشت و با فروختن فرش و یکسری اسباب دیگر خانه‌ای با آن پول خریداری نمود. خانم رباب هشترودی در مورد لذت زندگی با چنین مرد سخت کوشی می‌گوید زن و مرد اگر سلیقه‌شان در یک راستا باشد، برای هم نشینی و هم صحبتی باهم چه رنجها که بر خود هموار خواهند کرد. ادب و دانشی که هشترودی کسب می‌کرد نه تنها جان خود را تازه می‌کرد بلکه به اطرافیان خود نیز گرمی می‌بخشید و پرتو آن دم به دم بر تن آدمی احساس می‌شد. معلومات او در گفتار و کردار او بازتاب داشت، چون لب به سخن می‌گشود چنان لطافت و ظرافتی از آن می‌تراوید که آدمی را بسوی خود می‌کشاند.

مقالات و تألیفات پروفسور

حاصل زندگی پر بار پروفسور هشترودی را نمی‌توان به سادگی با معیارهای کمی قیاس کرد، وی طی سالهای استادی خود شاگردان برجسته‌ای تربیت نمود که هر کدام راه او را پیش گرفتند و مایه سر بلندی ملت ایران شدند. آیا تعلیم انسان آن هم انسانهای برجسته و بزرگی که پرتو وجود هر کدام از آنها به تنهایی روشنی بخش قسمت وسیعی ازجامعه است را می توان به آسانی سنجید و با معیارهای موجود ارزیابی کرد؟ حاصل شصت و نه سال زندگی پر ثمر علاوه بر کارهای فرهنگی ، علمی و مدیریتهای فرهنگی مقاله‌ها و کتابهای بسیاری است که مشهورترین آنها به قرار زیر می‌باشد:

  • نظریه اعداد
  • دانش و هنر
  • تمرینهای ریاضیات مقدماتی
  • سایه‌ها
  • سیر اندیشه بشر
  • LES CONNEXION SNORMAL AFFINES ET WEYLIENNES 
  • SUR LESS ESPACES DE RIMANN DE WEYL ET DE SCHOUTEN 

وداع با دنیا

سر انجام پروفسور هشترودی در روز سیزدهم شهریور سال هزار و سیصد و پنجاه و پنج خورشیدی چشمان تیز بین و کنجکاو خود را بر این جهان پر فسون بست و این چنین خلأی دردناک و سنگین در میان جامعه علمی ایجاد شد. او در حالی این جهان را بدرود گفت که همچنان به کار با جوانان عشق می‌ورزید و آرزو می‌کرد ای کاش سنت جاری اجازه می‌داد تا جسدش در دانشگاه دفن شود تا باز خاک نشین قدم جوانان باشد.


+ این مطلب رو در شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 0:24 نوشتم. کوچیک شما سعید
    دکتر محمود حسابی

لپ کلام:

می خوام یه چند وقتی از دانشمندان بزرگ بنویسم......... اول هم از دکتر محمود حسابی شروع کنم.........امیدوارم خوشتون بیاد.

 

اطلاعات اولیه

پنجم اسفند 86, یکصد و پنجمین سال تولد بزرگ مردی بود که داستان زندگی‌اش نموداری از یک پژوهشگر به تمام معنی است. او در تمام حیات مقدس خود ، یک لحظه هم فکر توقف و سکون را به ذهنش راه نداد. وی فیلسوفی با استعداد , پر تلاش و با پشتکار بی‌پایان همراه با تعصب ملی و دانشمند با خصویات ناب ایران است.
این مقاله اشاره‌ای هر چند کوچک به زندگی ایشان ، همچنین مختصری از نظریه معروف ایشان ، که در مورد بی نهایت بودن ذرات است،‌ دارد.

دکتر محمود حسابی کیست؟

دکتر محمود حسابی در سال 1281 در تهران متولد شد. در پنج سالگی همراه با خانواده‌اش عازم بیروت شد. پدرش معز السلطنه کنسول ایران در سرزمین شامات بود. اما ایشان پس از مدت کوتاهی خانواده‌اش را برای همیشه ترک کرد و به تهران بازگشت. بدین ترتیب دکتر حسابی در غربت, آواره و تنها ، همراه با مادر و برادرش در منزل حاج علی تفرشی نگهبان سفارتخانه ایران در بیروت به سختی روزگار می‌گذرانید. اما دکتر حسابی در این دوران سختی ، از کار تحصیل غافل نماند و تحصیلات متوسطه را در یک کالج آمریکایی و بعد تحصیلات عالیه دانشگاهی را در رشته ادبیات دانشگاه بیروت گذراند. پس از آن به تحصیل در رشته راه و ساختمان ، سپس معدن و بعد ریاضیات و ستاره شناسی پرداخت، و در همه این رشته‌ها موفق به اخذ مدرک شد.

در سال 1305 برای تحصیل حقوق وارد دانشگاه سورین شد و پس از دو سال تحصیل در این رشته ، به گذراندن رشته پزشکی و ادامه تحصیل در رشته ریاضیات و ستاره شناسی پرداخت. سپس موفق به اخذ مدرک مهندسی برق از دانشکده برق پاریس شد. ایشان در طی این مدت ضمن تحصیل در یک دفترخانه اسناد رسمی در بیروت ، یک آزمایشگاه بیولوژی و راهسازی برای یک شرکت فرانسوی در لبنان, یک بیمارستان و سپس راه آهن برقی در فرانسه مشغول به کار بود.

ورود دکتر حسابی به وادی فیزیک

دکتر حسابی یک روز به این فکر افتاد که چرا شغلهایی که تاکنون داشته‌است باعث رضایت خاطر او نشده‌اند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش به سراغ استادش دکتر ژانه رفت. دکتر ژانه او را به پرفسور فابری استاد دانشگاه سورین و فیزیکدان معروف راهنمایی کرد. وی پس از پذیرفته شدن در امتحان مربوط به این رشته ، قدم به وادی فیزیک گذاشت، و با تلاش زیاد پس از سه سال (در سن 27 سالگی) موفق به اخذ دکترای فیزیک از دانشگاه سورین شد.

در همان زمان از میان پانزده هزار نفر داوطلب به عنوان یکی از پنج نفری که پای درس انیشتین می نشستند، انتخاب شد و در پرینستون امریکا با این مرد بزرگ روبرو شد و یکسال بعد تئوری معروف خود به نام تئوری بی نهایت بودن ذرات را ارائه داد. دکتر حسابی با راهنمایی انیشتین و تحقیقات در دانشگاه شیکاگو توانست آن را به نظریه‌ای زیبا و قابل دفاع تبدیل کند. و این نظریه را بطور دقیق برای دانشمندان بزرگ دیگری چون بورن, فرمی و شرودینگر شرح داد. و سپس نشان کوماندور دولا لژیون دونور را که بزرگترین نشان علمی دانشگاه فرانسه است دریافت کرد. زمان بازگشت به دانشگاه پرینستون انیشتین او را به جانشینی کرسی خود در این دانشگاه برگزید و افتخار بزرگی را نصیب او کرد.
پس از یکسال تحقیقات در این کرسی و این دانشگاه به فکر بازگشت به وطن و خدمت به وطن افتاد و پس از سالهای طولانی قدم به خاک ایران گذاشت. او در ایران با سختی و مشقات فراوان موفق به کارهای علمی بسیار شد.

اقدامات دکتر حسابی در ایران

  • تأسیس دارالمعلمین تهران
  • ساخت اولین رادیو در کشور
  • تأسیس دانشسرای عالی و تدریس فیزیک و مکانیک در آن
  • ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی
  • نصب اولین دستگاه رادیولوژی (برای برادرش دکتر محمد حسابی)
  • بنیان گذاری فرهنگستان زبان ایران
  • نقشه برداری و احداث راه آهن تهران شمشک
  • تأسیس دانشگاه تهران و ریاست و تدریس در این دانشگاه
  • تأسیس دانشگاه تهران
  • برپایی اولین رصدخانه نوین|رصدخانه

در ایران

  • پایه گذاری مدارس عشایری در کشور
  • تأسیس انجمن ژئوفیزیک ایران
  • پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی و تأسیس راکتور اتمی دانشگاه تهران
  • تأسیس مرکز مدرن تعقیب ماهواره در شیراز
  • تأسیس انجمن فیزیک ایران و....

سخن آخر

دکتر حسابی در تمام مدت خدمت به وطن از کارهای علمی چون عضویت در کنگره ریاضیات اسلو در نروژ ، عضویت در کنفرانس علمی پرینستون ، عضویت در انستیتو تحقیقات هسته‌ای شیکاگو ، عضویت در آکادمی علوم نیویورک ، عضویت در کنفرانس اتمی ژنو ، عضویت در انجمن فیزیک اروپا و .. غافل نبود.

دکتر حسابی در سال 1368 به عنوان مرد علمی سال جهان انتخاب شد و در سال 1371 در حالی که هنوز صاحب کرسی و استاد دانشگاه تهران بود، در ساعت 7:30 صبح روز دوازدهم شهریور ماه در بیمارستان دانشگاه ژنو پس از یک دوره بیماری در گذشت.

در زمینه تحقیق علمی 25 مقاله ،رساله و کتاب از دکتر حسابی به چاپ رسیده‌است.)) نظریه بی‌نهایت بودن ذرات(( ایشان در میان دانشمندان و فیزیکدانان جهان شناخته شده‌است. استاد دکتر حسابی به چهار زبان زنده دنیا مانند آلمانی ، انگلیسی ، فرانسه و عربی مسلط بوددند. همچنین ایشان به زبان‌های سانسکریت ، لاتین ، یونانی ، پهلوی ، اوستایی ، ترکی و ایتالیایی اشراف کامل داشتند.

دکتر حسابی علاوه بر نشان کوماندور دولاژیون دونور نشان اوفیسسه دولاژیون دونور را که بزرگترین نشان کشور فرانسه است، به خود اختصاص دادند.

+ این مطلب رو در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 0:51 نوشتم. کوچیک شما سعید
    سال نو مبارک
بالاخره سال 86 هم با تمام خوشی ها و سختی هاش تموم شد............

خیلی ها به جمعمون اضافه شدن و به زندگی هامون شادی آوردن...........

خیلی ها هم از کنارمون رفتن و خاطره هاشون موند واسه ما...................

اما امیدوارم این سال جدید رو با رفاقت ها و مهربونی هامون برای همدیگه خوش کنیم و این یه سال عمر رو .......
(یعنی356 روز - یعنی تقریبا ساعت 8544 - یعنی تقریبا 512640 دقیقه - یعنی تقریبا 30758400 ثانیه - ودر نهایت یعنی خیلی)
..................................به نحو احسنت بگذرونیم...............................

.......خوش بگذره.......




+ این مطلب رو در پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 9:0 نوشتم. کوچیک شما سعید
    تا سال بعد
دارم یه خونه تکونی رو وبلاگم انجام میدم

                                                       واسه همین دیگه مطلب جدید نمیذارم

+ این مطلب رو در پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 4:19 نوشتم. کوچیک شما سعید
    مقایسه امنیت در ویندوز و لینوکس
ببین اگه مطلبو میخونی یا واسه خودت کپی

میکنی، یه نظر هم بنویس ما دلمون خوش باشه.

«راستی لطفا تو نظرسنجی هم شرکت کنید»



امنيت نرم افزاري به
طور کلي يک مفهوم انتزاعي است که به پارامترهاي فکري هر شخص وابسته است. چون درجه آسيب پذيري امنيتي، از خط به خط کدهاي برنامه نويسي به وجود مي آيد. هر حوزه امنيتي از درجه حساسيت خاصي برخوردار است که ممکن است براي کاربران يک پايه فوق العاده مهم باشد يا بر عکس. در نتيجه تعابير بسيار زيادي براي امنيت وجود دارد. مخصوصا اگر بخواهيد درباره امنيت برنامه کامل و پيچيده اي مانند سيستم عامل ها و مثلا ويندوز و لينوکس صحبت کنيد. پارامترهاي عيني متعددي براي درجه بندي امنيت وجود دارد که مي توان از آن طريق باگ هاي برطرف شده يک مجموعه نرم افزاري خاص را محاسبه کرد. هنگامي که ويندوز و لينوکس با هم مقايسه مي شوند، نقطه ضعف هاي امنيتي ديگري ظاهر مي شوند که در اين مقايسه دخيل هستند. اخيرا موسسه CERT گزارشي از اسيب پذيري هاي استاندارد اين دو سيستم عامل را منتشر نمود که طي آن 250 حفره امنيتي حساس براي ويندوز گزارش شده که 39 حوزه آن در ليست خطرناک ترين نقاط ضعف امنيتي قرار دارند و براي لينوکس ردهت نيز 46 حفره امنيتي گزارش شده است که سه حفره آن در ليست آسيب پذيري هاي امنيتي بسيار خطرناک قرار دارند. هزاران گزارش از مقايسه امنيتي ميان لينوکس و ويندوز وجود دارد. اما مبناي اين تحقيق CERT گزارش هايي بوده که توسط کاربران موسسات دولتي ارائه شده اند و در ان حفره هاي امنيتي خطرناک مشابهي گزارش شده است. دلايل قانع کننده اي براي ان تفاوت امنيتي ميان دو سيستم عامل وجود دارد. به عنوان مثال مدل توسعه اپن سورس برنامه هاي لينوکس، امکان گزارش . شناسايي باگ هاي را در فاصله زماني زودتري امکان پذير مي کند. اين مزيتي است که در ويندوز از آن بي بهره است. ديگر پارامترها نامطلوب براي ويندوز، اعتماد بسياري از کرنل برنامه هاي کاربردي ويندوز به (RPC Remote Procedure )،متد توسعه جامعه کامپيوترهاي خانواده اينتل،است. نتيجه اين رويه،ضعف قوانين ديواره هاي آتش در مقايسه با سيستم عامل هايي مانند لينوکس است که در سطح بسيار کمتري از RPC استفاده مي کنند. ميان اين دو سيستم عامل، تفاوت هاي امنيتي ديگر نيز وجود دارد که براي کاربران پايانه اي اين سيستم عامل ها بروز خواهد کرد و در حوزه آسيب پذيري هاي مديريتي سيستم گنجانده نمي شوند . براي مثال ويندوزها قطعا زمينه مساعدتري براي شيوع ويروس ها در سمت کاربران پايانه اي داراست که ايمني سيستم به خود کاربر و استفاده از آنتي ويروس ها واگذار شده است. اخيرا ويندوز شاهد ربودن اطلاعات سيستم ها توسط ابزارهايي به نام Spyware يا جاسوس افزار بود که مي توانند به صورت محرمانه و پنهاني اطلاعات شخصي شما را در سطح اينترنت پخش کنند که در وبگردي، از روي خطا يا اختيار آن ها را بر روي سيستم فعال مي کنيد. مايکروسافت جديدا براي مقابله با اين پديده يک شرکت ضد ويروس و ضد جاسوس افزار را خريداري کرده است. امکان دارد که بتوان توسط مدير سيستم يا کاربران ارشد، ويندوز لينوکس را به درستي مديريت کرد. اما بسياري از برنامه هاي کاربردي ديگر ويندوز با اين سيستم يکپارچه نيستند و نياز است توسط کاربران، با مجوزدهي صحيح مدير سيستم، اجرا شوند. اما برنامه هاي کاربردي لينوکس غالبا نيازمندي هاي امنيتي را رعايت کرده و در نتيجه کمتر مي توانند مورد سوء استفاده قرار گيرند. ويندوز تنها از طرف توسعه دهنده خود دچار مشکل است که دوست دارد يک سيستم ساده را خلق کند که براي استفاده کننده بسيار آسان باشد. اما اين سايت با هزينه بسيار زيادي از ناحيه امنيت سيستم همراه است. اين امتياز حتي موجب سست شدن امنيت سيستم نسبت به نسخه هاي قديمي تر مي شود، ضعفي که لينوکس هنوز با آن مواجه نشده است. لينوکس نيز داراي ضعف هاي امنيتي است. عموما سازندگان خودشان سخت افزار يا درايوهاي مخصوص خود را براي سازگاري با ويندوز توسعه مي دهند. اما در جامعه لينوکس غالبا از مهندسي معکوس براي ساخت اين محصولات استفاده مي شود. در سيستم عامل هاي اپن سورس، گاهي قدم اول همين مهندسي معکوس، غيرقابل پيش بيني خواهد بود. در برخي موارد، سازگاري يک سخت افزار با لينوکس، به کندي صورت مي پذيرد که نسبت به ويندوز، شايد ماه ها و شايد تا دو سال به طول بينجامد. خوشبختانه با پشتيباني شرکت هايي مانند IBM و Novell از استانداردهاي اپن سورس، برخي از مشکلات پيچيده حل شده و پروسه سازگاري با لينوکس ساده تر شده است. فارغ از محيط هاي گرافيکي، رابط خط فرمان لينوکس براي بسياري از کاربران سخت و پيچيده است و آنان درک درستي از آن ندارند. همين امر موجب مي شود مديران سيستم ها، از به کار گرفتن ابزارو مفاهيم پيچيده براي برقراي امنيت در سيستم اجتناب کنند. لينوکس اصولا داراي قابليت هاي سيستم عاملي يک شبکه است و در نصب پيش فرض، بسياري از برنامه هاي کاربردي شبکه فعال نيست. اين موضوع مي تواند آسيب پذيري هاي ناشناخته اي را به وجود آوردکه هر يک از آن ها تهديدي امنيتي براي سيستم عامل محسوب شوند. خوشبختانه اين موارد و بسياري از نقاط ضعف ديگر لينوکس، با به کارگيري يک لايه سخت گيرانه امنيتي و ابزار ساده خط فرمان براي آسان کردن کار مدير سيستم بهبود يافته است. يکي ديگر از امتيازات لينوکس، وجود تعداد بي شماري ابزار متنوع مبتني بر لينوکس براي فراهم کردن امنيت در سيستم (Nessus ) امکان پويش شبکه، حفره هاي موجود بر روي سيستم راه دور، باگ هاي نرم افزاري اجرا شده بر روي شبکه و ديگر ابزار نصب شده موجود در سيستم را فراهم مي کند. Nessus در سيستم هايي که به تازگي نصب شده اند، مي تواند به کار گرفته شود. علاوه بر اين قابليت گزارشگيري از يک سيستم سرور را در يک دوره مشخص دارد. Nmap ابزار ديگري براي اسکن شبکه است که نسبت به Nessus کاربردهاي کمتري دارد. اين ابزار مي تواند به صورت پيش فرض همراه لينوکس نصب شود. گذشته از سودمندي اين ابزار براي هر کارشناس IT ، هنوز ابزاري به راحتي آن در پيکربندي لينوکس ارائه نشده است. متخصصان امنيتي در هنگام اتصال به يک شبکه اينترنت از فايروال نيز استفاده مي کنند. فايروال ها به صورت بسته هاي افزودني به سيستم سرور براي تامين امنيت بيشتر به کار گرفته مي شوند. ابزاري مانند، ACID مي توانند اطلاعات را آناليز کرده و مطابق اين اطلاعات مشخصه هاي يک را تشخيص دهد. ACID امکان گزارش از طريق ايميل را دارد و از طريق يک رابط گرافيکي، تمامي اطلاعات يک بسته فعال شبکه را نمايش مي دهد. استفاده از اين ابزار براي هر شرکتي که در حوزه امنيت IT فعاليت مي کند، توصيه مي شود. ACID ممکن است گزارش هاي متناقض و ناصحيح بسياري براي مدير سيستم توليد کند و از اين رو نياز به تنظيم و پيکربندي هميشگي آن وجود دارد. فارغ از سيستم عاملي که استفاده مي کنيد عدم به کارگيري ابزار مناسب، مي تواند يکپارچگي امنيتي کار شما را به خطر بيندازد. عدم پشتيبان گيري کافي ضعيف بودن رمزهاي عبور، اشتراک گذاري حساب هاي کاربري و پروژه هاي امنيتي که توسط تيم بازرسي ناديده گرفته شوند، و بازبيني و نظارت ضعيف، از ديگر موارد نقض امنيت سيستم هستند
+ این مطلب رو در یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 2:30 نوشتم. کوچیک شما سعید

            مینی بیوگرافی

   نام : سعید

   نام خانوادگی: فکری

   تاریخ تولد : 16/6/1368

   شهر تولد و سکونت: تهران

   رشته تحصیلی : ریاضی و فنی

به وبلاگ من خوش آمدید.


دوستان

تنها
تا بی نهایت
به احترام دیدن لحظه ای سکوت باید
گالری عکس
چشمک
تیکه های خنده دار تلویزیون
برای همه دخترا و پسرا
جدایی
در اتاقی از خودم
عشق لاتی
آرشیو وبلاگ دوستان

خاطرات گذشته

تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386

نویسندگان

سعید
سعید

پیوندها

دایره المعارف رایانه
سینمای حرفه ای جهان
دانلود نرم افزار

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
 

 

طراح : سعید فکری          Designer : Saeed Fekri